محمد رضا واليزاده معجزى
756
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
اين سه ولايت شهر ملاير بود . امير منظم كه با عده كثيرى از اعيان و مالكين نهاوند پيمان دوستى و اتحاد داشت با صوابديد آنان با امين ماليه نهاوند و كارمندان او و همينطور با ساير مأمورين و رؤساى ادارات نهاوند بناى مخالفت و كارشكنى را گذاشت و چون آنها در مقابل ، بىاعتنايى نشان دادند دستور داد اموال و اثقال رؤسا و مأمورين نهاوند را ضبط كردند « 1 » و آنان در مقام شكايت به دولت و مقامات مسئول برآمدند . ولى امير منظم كه قبلا به وسيله مظفر الملك اولياء امور را در تهران با خود موافق ساخته بود اهميتى به شكايات آنان نمىداد و مركزيها هم كه نظر موافقشان قبلا جلب شده بود و نيز از مراتب كفايت و لياقت امير منظم آگاه بودند گوش به اين شكايات نداده و حكم حكومت نهاوند را براى او فرستادند . وى در شمار فرمانداران آنروز وارد و مشغول كار شد و مرحوم ميرزا رحيم خان معين السلطنه چاغروند دوست و رفيق خود را نيز بهسمت معاون خود تعيين نمود . براى تحكيم موقعيت خود دختر ابراهيم خان ظفر السلطان را كه خواهر ظفر السلطان فعلى ( آقاى اسماعيل ظفرى بود ) به زنى گرفت و نيز من باب تثبيت موقعيت خود در بخشهاى اطراف نهاوند قراى بيان ، و رازينه و تكه را هم ابتياع كرد . چون در اوايل تابستان مرض و با در شهر شايع شد چند نفرى را از طرف خود در نهاوند گذاشته و به قريه بيان كه جديدا خريدارى كرده بود رفت و از آنجا به اليشتر مراجعت نمود . اوقاتى كه امير منظم در بيان اقامت داشت عدهاى از خوانين نهاوند به پشتگرمى جمعى از لرستانيان كه به موفقيتهاى امير منظم با چشم حسرت و حسادت مىنگريستند و به كمك نهاونديها رفته بودند ، لواى مخالفت و دشمنى عليه امير منظم برافراشته شد و در حوالى قريه فيازمان جنگى فىمابين حسنوندها كه نفرات جنگى و رزمى امير منظم بودند با آنها درگرفت و روز اول سواران و تفنگچيان امير منظم شكست يافتند ولى از آنجايى كه امير منظم مردى لايق و مدبر و خوشرفتار بود بالاخره مخالفين مزبور را به نيروى تدبير رام و مطيع خود ساخت . در همين موقع كه امير منظم براى تمشيت امور اليشتر از نهاوند به آنجا آمده بود
--> ( 1 ) . در سال 1302 ه ق . امير احمدى به خيال مصادره اموال و ضبط گنجهاى امير منظم افتاد . مردم بدطينت لرستان به او گفته بودند امير منظم هزارها عدد ليره از اموال آلمانيان در جنگ جهانى استفاده كرد و اگر بعضى نقاط قلعه او ( گويا زير حوض را گفته بودند ) شكافته شود شما از مال دنيا بىنياز خواهيد شد و امير احمدى او را توقيف نموده بود و در جلسه محاكمه اولين گناه او را همين موضوع تصرف نهاوند شمرده و به او ايراد گرفته بودند كه وى در حكومت نهاوند اهل او در محل را خيلى اذيت كرده بپرسيد ؟ [ است ] جواب گفته بود : ممكن است حقايق را از معين السلطنه كه معاون من بوده